دانلود جزوه اختلالات آب و الکترولیت | 20 میشم

 

دانلود جزوه اختلالات آب و الکترولیت | 20 میشم

 

 

 

دانلود جزوه آب و الکترولیت پرستاری

 

فایل مورد نظردر قالب pdf  با حجم 1.6 مگابایت می باشد. دوستان گرامی و دانشجویان ارجمند و عزیز در صورت تمایل می توانید این فایل بسیار با ارزش را به صورت مستقیم از سایت بیست میشم تهیه بفرمائید.

دانلود جزوه اختلالات آب و الکترولیت

آب و الكتروليت ها

تعادل مايع و الكتروليت فرايندی پوياست كه برای ادامه زندگی و تعادل پويا ضروری می باشد .

60% وزن بدن يك فرد بالغ را مايع و الكتروليت ها تشكيل می دهند . عوامل موثر بر روی مقدار مايع بدن شامل : سن ، جنس و ميزان چربی بدن می باشد .

مايع در بدن 1) 3/2 در داخل سلول ICF و به طور عمده در توده اسكلتی قرار دارد و2 )  3/1 در خارج سلول ECF  قرار دارد .

مايع خارج سلولی در داخل عروق ، ميان بافتی و بين سلولی توزيع شده است . مايع موجود درفضای داخل عروق ، پلاسماست كه 3 ليتر از متوسط 6 ليتر خون را تشكيل می دهد .

فضای ميان بافتی شامل فضای پيرامون بافت  هاست و در يك فرد بالغ حدود 11 تا 12 ليتر مايع در اطراف سلول هايش در جريان است . لنف نمونه ای از مايع بين سلولی است .

مايع بين سلولی حدود 1 ليتر می باشد مانند مايع مغزی نخاعی ، سينوويال ، ترشحات گوارشی .جهت ايجاد تعادل مايع بين دو بخش داخل و خارج سلول مايع در حال جا به جايی است .

 

الكتروليت ها

الكتروليتهای موجود در مايعات بدن مواد فعال شيميايی بوده و دو دسته هستند :

1 – كاتيون ها ، الكتروليت های با بار مثبت كه مهم ترين آنها در بدن  سديم ، پتاسيم ، كلسيم ، منيزيوم و يون های هيدروژن هستند ، 2 – آنيون ها ، الكتروليت های با بار منفی كه مهم ترين آنها در بدن كلرايد ، سولفات ، فسفات ، بی كربنات و يون های پروتئين هستند .

واحد غلظت الكتروليت ها ، ميلی اكی والان هم ظرفيت با فعاليت شيميايی يك ميلی گرم هيدروژن تعريف شده است .

در يك محلول كاتيون ها و آنيون ها دارای ميلی اكی والان ( mEq/L) برابر می باشد . غلظت الكتروليت های ICF با ECF متفاوت است.

غلظت الكتروليت ها از طريق بررسی پلاسما كه نمونه در دسترس ECF است انجام می شود .

يون سديم با بار مثبت كاتيون غالب در ECF بر غلظت كليه مواد موجود در ECF تاثير می گذارد و در تنظيم حجم مايعات بدن نقش مهمی دارد .

پتاسيم  كاتيون اصلی و فسفات آنيون اصلی در ICF هستند . بدن از طريق پمپ سديم – پتاسيم در غشای سلولی با مصرف انرژی فراوان غلظت پتاسيم را در داخل سلول و سديم را در خارج سلول  حفظ می كند .

فشار هيدرواستاتيك در انتهای سرخرگ ها ( فشاری كه توسط مايع بر ديواره عروق خونی می آيد ) و فشار اسموتيك ناشی از فشار پروتئين های پلاسما  بر تنظيم حركت مايع در داخل بدن تاثير می گذارند .

در صورت جدا كردن دو محلول ازيكديگر توسط غشا ، آب تمايل دارد از محلول با غلظت كمتر به سمت محلول با غلظت بيشتر حركت كند تا غلظت دو محلول برابر شوند . به انتشار آب بر اين اساس ، اسمز می گويند .

بزرگی اين نيرو به تعداد ذرات حل شده در محلول بستگی دارد نه به وزن آنها  .

 به تعداد ذرات موجود در محلول ، اسمولاليتی محلول می گويند و حركت مايع بين اجزای تشكيل دهنده  آن را تحت تاثير قرار می دهد .

تونيسيتی  ، توانايی تمام مواد و ذرات حل شده جهت ايجاد نيروی اسموتيك است . كنترل تونيسيتی ، تعيين كننده ی وضعيت طبيعی هيدراسيون سلولی و اندازه سلول می باشد .

سديم ، مانيتول ، گلوكز و سوربيتول از اسمول های موثر می باشند .

فشار اسموتيك : مقدار فشار هيدرواستاتيكی برای توقف جريان آب در نتيجه ی پديده اسمز مورد نياز است و غلظت آن به مقدار ماده ممحلول در مايع بستگی دارد .

فشار انكوتيك : مقدار فشار اسموتيك ناشی از  پروتئين ها .

ديورز اسموتيك : زمانی كه برون ده ادراری در نتيجه دفع موادی مثل گلوكز ، مانيتول يا ماده حاجب درادرار افزايش يابد ، می گويند .

انتشار : موادتمايل دارند از غلظت بالا به سمت غلظت پايين حركت كنند

فيلتراسيون : حركت آب و ذرات حل شده در محلول از ناحيه ای با فشار هيدرواستاتيك  بالا به  سمت ناحيه ای با فشار هيدرواستاتيك  پايين  را فيلتراسيون می گويند .

دانلود جزوه آب و الکترولیت پرستاری

راه های جذب و دفع

يك فرد سالم از طريق نوشيدن و خوردن غذا ، و در يك فرد بيمار ممكن است از طريق روش های تزريقی و لوله مخصوص تغذيه روده ای يا معدوی مايعات مورد نياز خود را تامين كند .به طور متوسط يك فرد طبيعی روزانه 2600 ميلی ليتر مايع جذب می كند .

اندام هايی كه از طريق آنها آب دفع می شوند عبارتند از :

1 – كليه  : در تمام گروه های سنی حجم ادرار تقريبا 1 ميلی ليتر ادرار به ازای هر كيلوگرم وزن بدن در ساعت است .

2 – پوست : پوست به روش محسوس  تعريق و تبخير كه به آن تعريق نامحسوس می گويند ، آب و الكتروليت دفع می كند .

از تعريق تعريق ، سديم ، كلرايد ، پتاسيم و آب دفع می شود و حجم عرق بين صفر تا بيش از هزار ميلی ليتر در ساعت می تواند باشد . 

تب و آسيب به پوست مانند سوختگی ها تعريق نا محسوس را افزايش می دهد ، اما حجم طبيعی 600 ميلی ليتر روزانه از اين طريق دفع می شود .

3 – ريه ها : به صورت نامحسوس از طريق دفع بخار آب 400 ميلی ليتر ، آب دفع می كنند .

4 – دستگاه گوارش : از اين طريق روزانه 200 – 100 ميلی ليتر روزانه مايع دفع می شود.

در يك فرد طبيعی روزانه 2600 ميلی ليتر مايع دفع می شود.

تست های آزمايشگاهی جهت ارزيابی وضعيت مايعات

اسمولاليتی سرم توسط غلظت سديم و ادرار توسط اوره ، كراتينين  و اسيد اوريك مشخص می شود . اسمولاليتی طبيعی سرم  300 – 275 و ادرار 900 – 250 ميلی اسمول در هر كيلو گرم می باشد .

دانلود جزوه اختلالات آب و الکترولیت

مكانيزم های هومئوستاتيك   

اندام های مختلف بدن جهت حفظ تركيب و حجم مايعات بدن درمحدوده طبيعی ، فعاليت می كنند :

1 – كليه : جهت تنظيم تعادل مايع و الكتروليت های بدن ، كليه ها به طور معمول روزانه 170 ليتر پلاسما را تصفيه كرده و5/1 ليتر ادرار دفع می كند .

2 – قلب و عروق خونی : عمل پمپاژ قلب ، خون را با فشاری كافی جهت تشكيل ادرار ، در كليه ها به گردش در می آورد .

3 – ريه ها : از طريق عمل بازدم ، روزانه حدود 300 ميلی ليتر مايع دفع می كنند و در حفظ تعادل اسيد – باز  تاثير دارند .

4 – هيپوفيز : هيپوتالاموس ADH را كه به آن هورمون نگهدارنده آب نيز می گويند، ترشح كرده و در هيپوفيز ذخيره می گرددو در صورت نياز ،از آن ترشح می شود .

اين هورمون با كنترل جذب و دفع آب توسط كليه ها و از طريق تنظيم حجم خون بر هومئوستاز بدن اثر می گذارد . مركز تشنگی بدن در هيپوتالاموس است .

5 – غدد فوق كليوی : افزايش ترشح آلدسترون باعث احتباس سديم و به دنبال آن آب و دفع پتاسيم می شود . ترشح بيش از حد كورتيزول نيز باعث احتباس سديم و مايع و دفع پتاسيم می شود .

6 – غدد پارا تيروئيد : از طريق ترشح هورمون پاراتيروئيد بر بازجذب كلسيم از روده ها و توبول های كليه تاثير می گذارد .

7 – گيرنده های فشاری : گيرنده های عصبی كوچك حساس به تغييرات فشار موجود در عروق خونی ، كنترل حجم خون در گردش را از طريق فعاليت اعصاب سمپاتيك و پاراسمپاتيك تنظيم می كنند .

اين گيرنده ها دو نوع هستند :1 –  گيرنده های فشار پايين كه در دهليزهای قلب به ويژه چپ قرار دارند و 2 – گيرنده های فشار بالا كه در سينوس كاردياك ، قوس آئورت و شريانچه های آوران مجاور سيستم گلومرولی نفرون ها قرار دارند .

به دنبال كاهش فشار شريانی ، گيرنده های موجود در قوس آئورت و سينوس های كاروتيد ايمپالس كمتری به سمت مركز وازوموتور می فرستند، در نتيجه اعصاب سمپاتيك فعال و پاراسمپاتيك مهار می شود ،

به دنبال اين تغييرات سرعت ، هدايت و قابليت انقباض قلب و حجم خون در گردش افزايش يافته و شريانچه های كليه منقبض شده و آلدسترون آزاد می كنند . فيلتراسيون گلومرولی كاهش يافته و بازجذب آب و سديم افزايش می يابد . 

8 – سيستم رنين – آنژيوتانسين – آلدسترون : رنين آنزيم مترشحه از سلول های كليه در پاسخ به كاهش خونرسانی كليه ، موجب تبديل آنژيوتانسين غيرفعال ساخته شده در كبد به آنژيوتانسين يك می شود .

آنژيوتانسين يك تحت تاثير آنزيم تبديل كننده آنژيوتانسين به آنژيوتانسين دو تبديل می شود . آنژيوتانسين دو دارای خاصيت منقبض كنندگی است و موجب افزايش فشار شريانی و تشنگی می شود . در پاسخ به تحريك سمپاتيم و ترشح رنين ، آلدسترون ترشح می شود .

9 – گيرنده های اسمزی : اين گيرنده ها در سطح هيپوتالاموس واقع بوده و حساس به تغييرات غلظت سديم هستند . با افزايش فشار اسموتيك ، از هيپوفيز ADH ترشح می شود .

10 – ترشح پپتيد دهليزی ترشح كننده سديم در ادرار (ANP[1]) :  توسط سلول های دهليزی قلب ترشح شده و  موجب ترشح سديم به داخل ادرار می شود .

قلب اين هورمون را در پاسخ به تحريك آنژيوتانسين دو ، فشار دهليزی و تحريك سمپاتيك ترشح می كند . عملكرد ANP برعكس سيستم رنين – آنژيوتانسين – آلدسترون است و موجب كاهش فشار و حجم خون می شود .

اختلالات حجم مايع

كمبود حجم مايع[2] ( هاپيوولمی )

زمانی كه از دست دادن حجم مايع خارج سلولی از دريافت مايع  بيشتر شود و آب و الكتروليت به يك نسبت دفع شوند ايجاد می گردند .

اين حالت را نبايد با دهيدراسيون ، يعنی از دست دادن آب به تنهايی و افزايش سطح سديم اشتباه نمود . اغلب غلظت الكتروليت های سرم بدون تغيير باقی می مانند .

پاتوفيزيولوژی : از دست دادن غيرطبيعی مايعات مثل استفراغ ، اسهال ، ساكشن ترشحات گوارشی ، تعريق ، كاهش مصرف مايع ، ديابت ، نارسايی غده آدرنال ، ديورز اسموتيك ، خونريزی ، كما ، انتقال مايع به فضای سوم از علل ايجاد اين مشكل می باشند .

علايم مهم آن : از دست دادن شديد وزن ، كاهش تورگور پوست ، كم شدن ترشح ادرار ، غليظ شدن ادرار ، هايپوتانسيون وضعيتی ،

ضربان قلبی سريع و ضعيف ، مسطح شدن وريدهای گردن ، افزايش درجه حرارت ، كاهش فشار وريد مركزی ، پوست سرد و نمناك ناشی از انقباض عروق محيطی ، تشنگی ،بی اشتهايی ، تهوع ، بی حالی ، ضعف و گرفتگی عضلانی  می باشند .

دانلود جزوه آب و الکترولیت پرستاری

بررسی و يافته های تشخيصی

در بيمار FVD ، مقدار BUN بيش از نسبتی كه با سطح كراتينين سرم دارد افزايش می يابد .

( نسبتی بيشتر از 1 : 20 ) سطح هماتوكريت از ميزان طبيعی ، به دليل قرار گرفتن گلبول قرمز خون در حجم كم پلاسما ، بالاتراست .

وزن مخصوص ادرار در ارتباط در تلاش كليه افزايش و همراه با ديابت كاهش می يابد . اسمولاليته ادرار به بيش از 450 ميلی اسمول در كيلوگرم می رسد .  پتاسيم و سديم می توانند كمتر يا بيشتر از حد طبيعی باشند :

•         هايپوكالميا در صدمات كليه و دستگاه گوارش .

•         هايپركالميا در نارسايی غدد فوق كليوی .

•         هايپوناترمی در افزايش تشنگی و ترشح هورمون ضد ادراری .

•         هايپرناترمی در افزايش فقدان نامحسوس آب و ديابت بيمزه .

درمان طبی

زمانی كه ميزان مايع از دست داده شده زياد نباشد ، دريافت مايع از راه دهان ارجحيت دارد ، ولی زمانی كه از دست رفتن مايع حاد يا شديد باشد ، تزريق از راه وريدی لازم است .

از محلول های الكتروليتی ايزوتونيك مانند رينگر لاكتات يا سديم كلرايد 9/0 % كه موجب افزايش حجم پلاسما می شوند استفاده می شوند .

با طبيعی شدن فشار خون بيمار لازم است از محلول هايپوتنونيك مانند سديم كلرايد 45/0% به منظور دفع مواد زايد ناشی از متابوليك از كليه استفاده شود .

لازم است بررسی بيماراز طريق كنترل وزن ، ميزان جذب و دفع، فشاروريد مركزی، سطح هوشياری  ، صداهای تنفسی و رنگ پوست به طور متناوب انجام شود .

ميزان تجويز مايعات به شدت از دست دادن مايع و واكنش هموديناميك بيمار نسبت به جايگزينی مايعات بستگی دارد .

اگر به دنبال FVD، اليگوری وجود داشته باشد ، لازم است مشخص شود اين حالت به دنبال كاهش جريان خون كليوی در اثرFVD ايجاد شده است يا در اثر نكروز حاد كليوی به دنبال FVDطولانی ايجاد شده است .

تست تشخيصی مورد استفاده در اين شرايط ، تست سنجش مايع نام دارد ،كه  حجم هايی مشخص مايع در فواصل زمانی معين تجويز می شود .

لازم است در زمان انجام ،علايم تغييرات هموديناميك در بيمار بررسی شود . اگر بيمار سريع مايع از دست بدهد يا 25 % از حجم داخل عروقی از بين برود ،بيمار می تواند دچار شوك شود .

دانلود جزوه اختلالات آب و الکترولیت

مراقبت پرستاری 

•         كنترل جذب و دفع حداقل هر 8 ساعت .

•         توزين روزانه .( كاهش وزن 5/0 كيلوگرم از وزن بدن ، نشان دهنده از دست دادن 500 ميلی ليتر مايع از بدن است )

•         كنترل علايم حياتی .( نبض  سريع ، ضعيف ، افت فشار خون وضعيتی به ميزان 15 ميلیمتر جيوه همراه با تغيير حالت از خوابيده به نشسته ، كاهش درجه حرارت بدن )

•         كنترل تورگور پوست .

•         ارزيابی قوام زبان .

•         كنترل وزن مخصوص ادرار و غلظت آن .

•         بررسی عملكرد روانی و مغزی .

•         سردی اندام انتهايی ناشی از كاهش پرفيوژن محيطی .

n       توجه :   در بيمار دچار نارسايی حاد سيستم قلبی ريوی ، كنترل وضعيت هموديناميك و فشار خون در هر دو طرف قلب با هدف تشخيص هايپوولمی لازم است .

پيشگيری از FVD: شناسايی بيماران در معرض خطر و به حداقل رساندن ميزان دفع مايعات از اقدامات پيشگيرانه در اين شرايط توسط پرستاراست .

افزايش حجم مايع [3]FVE( هايپروولمی )

به دنبال انبساط حجم ايزوتونيك ECF ناشی از احتباس غير عادی آب و سديم ايجاد می شود . به طور ثانويه به دنبال افزايش ميزان كل سديم بدن ايجاد می شود .

پاتوفيزيولوژی : ناشی از افزايش حجم ساده يا به دليل كاهش عملكرد مكانيزم های هموستاتيك مسول تنظيم تعادل مايع بدن ايجاد می شود .

عوامل موثر عبارتند از : نارسايی قلبی ، نارسايی كليوی ،سيروز كبدی ، مصرف زياد نمك سديم ، تجويز بيش از حد مايعات حاوی سديم .

علايم مهم آن : ادم ، اتساع وريدهای گردن ، رال ريوی ، تاكيكاردی ، افزايش فشار خون ، فشار نبض و فشار وريد مركزی ، افزايش وزن ، افزايش برون ده ادراری ، كوتاه شدن نفس و صدای ويزينگ  .

بررسی و يافته های تشخيصی :   در FVEمقدار BUN و هماتوكريت به دليل رقيق شدن پلاسما كاهش می يابد .

درمان طبی : درمان در ارتباط با عامل ايجاد كننده FVEمی باشد . درمان علامتی شامل تجويز ديورتيك و محدود كردن مايعات و سديم است .

به دنبال مصرف ديورتيك ها ، عدم تعادل الكتروليتی مانند هايپوكالمی ايجاد می شود .

در صورتی كه آسيب كليوی به قدری باشد كه با استفاده از دارو نتوان آب و سديم را از بدن خارج كرد ،لازم است از همودياليز يا دياليز صفاقی بدين منظور استفاده كرد .

بالا نگهداشتن اندام تحتانی ، استفاده از جوراب های الاستيكی و پاراسنتز نيز جز درمان های اين موقعيت می باشند . 

درمان تغذيه ای : درمان FVE شامل محدود كردن سديم در رژيم غذايی از خفيف تا  250 ميلی گرم سديم در روز باشد .

افزايش مصرف پروتئين در بيمارانی كه سوتغذيه داشته اند  موجب افزايش فشار انكوتيك مويرگی و كشيده شدن مايع از بافت ها به داخل عروق جهت دفع از طريق كليه ها گردد.

دانلود جزوه آب و الکترولیت پرستاری

مراقبت پرستاری

•         كنترل جذب و دفع به منظور پيشگيری از احتباس بيش از حد مايع .

•         توزين روزانه .

•         كنترل صداهای تنفسی .

•         كنترل ميزان ادم در نواحی وابسته به جاذبه مانند پاها در بيمارانی كه راه می روند و ناحيه ساكرال  در بيماران بستری.

پيشگيری : اغلب بيماران نيازمند رژيم غذايی با سديم محدود هستند .

آموزش و تشويق بيمار به عدم استفاده از داروهای بدون نسخه قبل از تجويز پزشك لازم است .

شناسايی و كنترل FVE : اولين و مهمترين اقدام ، شناسايی و تشخيص FVEقبل از بحرانی شدن شرايط است .

اقدامات لازم عبارتند از : استراحت ، محدوديت سديم ، كنترل مايع درمانی وريدی و تجويز داروی مناسب .

ادم شايع ترين علامت FVE است ، كه لازم است پرستار به بيمار در مورد علايم و نشانه های آن آموزش دهد .

ادم عمومی شديد را ادم آنازارك می گويند.

زمانی كه تغييری در غشای مويرگ ها وجود نادشته باشد يا تشكيل مايع ميان بافتی افزايش يا دفع مايع ميان بافتی كاهش يابد ايجاد می شود .

در ادم هماتوكريت كاهش می يابد و نتايج گازهای خون شريانی نشان دهنده آلكالوز تنفسی و هايپوكسمی می باشد .

سديم سرم و اسمولاليته به دنبال احتباس مايع در بدن كاهش می يابد .

.دانلود جزوه اختلالات آب و الکترولیت

عدم تعادل الكتروليت ها

عدم تعادل در سديم

سديم با غلظت 145 – 135 ميلی اكی والان در ليتر بيشترين الكتروليت موجود در ECF و شاخص اصلی اسمولاليتی ECF نيز می باشد . جذب يا دفع آب به جذب يا دفع سديم بستگی دارد .

كمبود سديم ( هايپوناترمی ) :  به كاهش سديم كمتر از 135 ميلی اكی والان در ليترگفته می شود . اين وضعيت بر FVD و FVEتاثير می گذارد .

از طريق اسهال ، استفراغ ، فيستول ها ، تعريق يا استفاده از داروهای مدر به خصوص همراه با رژيم غذايی كم نمك ، كمبود آلدسترون ،مسموميت با آب ( افزايش نسبت آب به سديم ) فرد در معرض كمبود سديم واقع می شود .

عوامل مستعد كننده هايپوناترمی عبارتند از : سندرم ترشح نامناسب هورمون ضد ادراری

( SIADH) هايپرگلايسمی ، افزايش جذب آب به دليل تزريق مايعات وريدی حاوی مقادير كم الكتروليت ، تنقيه با آب ، شستشوی لوله های معده با آب به جای نرمال سالين .

علايم هايپوناترمی : تورگور ضعيف پوست ، غشای مخاطی خشك ، كاهش توليد بزاق ، افت فشار خون وضعيتی ، تهوع ، كرامپ های شكمی ، تغييرات عصبی و تغيير در وضعيت روانی و ذهنی  ناشی از تورم سلولی و ادم مغزی از علايم هايپوناترمی است .

با كاهش ميزان سديم خارج سلولی ، مايع سلولی غليظ شده و آب را به داخل سلول می كشاند .

كاهش ميزان سديم در عرض 48 ساعت موجب صدمات مغزی و تحت فشار قرار گرفتن ساختمان مغزی می شود . همچنين كاهش سديم در بيش از 48 ساعت نيز می تواند موجب صرع و تخريب غلاف ميلين شوند .

علايم دفع سديم و جذب آب عبارتند از : بی اشتهايی ، كرامپ های عضلانی ، احساس فرسودگی و خستگی است . 

زمانی كه ميزان سديم به 115 ميلی اكی والان در ليتر برسد ، علايم افزايش فشار داخل جمجمه مانند خواب آلودگی ، گيجی ، انقباض و پيچش عضلانی ، ضعف كانونی ، بی حسی يك طرفه بدن ، ادم پاپی و تشنج ايجاد می شود . 

منبع:گوگل
محصول مفیدی برای شما بود ؟ پس به اشتراک بگذارید برای دوستانتان
درباره این محصول نظر دهید !
  • توضیحات محصول را به خوبی بخوانید و در صورت نیاز به راهنمایی از بخش کاربری و سیستم تیکت استفاده نمایید .
  • پشتیبانی محصولات سیستم تیکت و تماس از طریق واتس آپ می باشد .
  • برای دریافت آخرین نسخه محصولات و دسترسی همیشگی به محصولات خریداری شده حتما در سایت عضو شوید .
  • پرداخت از طریق درگاه بانکی انجام میشود در غیر این صورت با ما تماس بگیرید
قالب فروش فایل

محصولات مرتبط